خرید بک لینک
11.هیچی نشده ۱۰ تومن خرج کردم.تصمیم دارم این ماه رو هوشیارانه خرج کنم جزئیات بیشتر درباره 11.کردم، dear، تــاریـخ، خواب، میگذرهاما امشب و به خودم یه غذای مشتی هدیه کردم و دلی از عزا درآوردم، چسبید واقعا.دیگه اینکه دلم برا کتاب خوندن و رها شدن و گم شدن میون کلمات تنگ شده، مشکل اینه وقتم محدوده و اوقات فراغتمم به خواب میگذره چون خسته‌م.پ.ن بی‌ربط: شین برگشت بهم گفت آدم میتونه یه ساعت تمام بهت خیره شه.بررسی کامل 11.چقد این مردا لب و دهنن خداوندگارااااا. HoMe EmaiL ProFiLe MozHgaN ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها شمس تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 2:53

12.بخوام صادق باشم اغلب اوقات نگاهم بهش مث یه دوسته و دوسشم دارم.اما بهرصورت یه فاصله‌ی عامدانه و نامحسوس ازم گرفته که البته من وقعی نمی‌نهم اما یه جورایی هم جویای علتم جزئیات بیشتر درباره 12.dear، مرداد، چجور، آدما، ارتباط پ.ن: حس میکنم دیگه بلد نیستم چجور با آدما ارتباط بگیرم و معاشرت کنم، به قول سمانه خیلییی سخته HoMe EmaiL ProFiLe MozHgaN بررسی کامل 12.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها شمس تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 2:53

15.گفتم: یعنی انقد از جانب من و جواب مثبتم مطمئنی که الان تنها نگرانی و ترست اونه؟خندید: آره دیگه، تو که اوکی‌ای.جزئیات بیشتر درباره 15.دیگه، خودم، جواب، جانب، ظاهرابا نیشخند جواب دادم: ما رو دست کم گرفتی ظاهرا. بررسی کامل 15.و بله، ظاهرا خیلی از جانب من نامطمئن، مطمئنه. بنده خدا. من فقط بخاطر هوی و هوس میخوامت بدبخت :)))))پ.ن: وسط صحبتاش باز گفت خدای من، تو چرا این همه زیبا و خوشگلی :>پ.ن ۲: باید عهد ببندم با خودم دیگه راجع بهش با بچه‌ها صحبت نکنم، چقدر فضولن ملت :/نکات مهم 15. HoMe Emaادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها شمس تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 2:53

آپدیت 15.و آروم تر ادامه داد : «نمیدونه آخر سر میگیرمت» یه همچین چیزی.البته که بنده به روی خودم نیاوردم و با خنده گذشتم،جزئیات بیشتر درباره آپدیت 15.dear، میگم، داری، تلاش، اکثرااما بعدش گفت: همه در عجبن چرا تورو نمیگیرم.منم گفتم: بله دیگه مایه‌ی تعجبه من با این همه جمالات و کمالات :))))))واقعا دقت کردم اکثر مواقع دارم پرت و پلا میگم بررسی کامل آپدیت 15.لال شی محدثه کاش. پ.ن: اصلیه اونیه که اکثرا تلاش داری در موردش ننویسی نکات مهم آپدیت 15. HoMe EmaiL ProFiLe MozHgaN ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها شمس تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 2:53

آلزایمر دارم قشنگ. یادم نمیاد چرا دوباره اومدم بنویسم.

ها،

داشتم عمر و میدیدم بعد سالها. وای یا ربی چرا انقد جذابهههههههه. من نمت

برچسب: نویسنده: طاها شمس تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 3:32

من و سر درد با تصویرای تارشهنو سر درگم سر میره رو بالشمن ی کاکتوس تنهاممن کابوسه شبام داغونم.خرابم.ویرونم.بدم میاد از خودم.چ کوفتی م.چ عنیمدیگه تحمل هیچی و ندارم.چقد زندگی سخت شده میخوام ی دیوار بکشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها شمس تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 5:42

خیلی دلم میخواد بدونم چ فعل و انفعالاتی تو مغز پوک ترانه سرای این آهنگ میگذره اونجاش ک گفته بی حوصلم و قلبم میزنه(مگه میشه آخه حیوون؟!)

این چشمک تو مخصوص منه(ربط گوز با شقیقه را توضیح دهید.بارم دو نمره)

محمد علیزاده ریدم تو آهنگی ک خوندی.نخون آقا.

حالا کار نداریم.ولش اینارو.

د آخه اصن اینم شد زندگی؟!

یکی پا نمیشه بیاد این وب کوفتی واسمون کامنت بذاره مشعوف شیم.

لنتیا ب چ دردی میخورید پس.

خستم کردید.اه

برچسب: نویسنده: طاها شمس تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 19:59

نگو بهار چیشده،پرنده ی غمگین

برای هیشکی نخون،ب پای هیشکی نشین ...

+اول اینکه خیلی راحت میتونم برا صداش بمیرم ♡_♡

اصن چاوشی چرا باید زن داشته باشه؟!ظلمه والا.ایش -_-

بعدم اینکه این آلبوم حریصش خداس.

آهنگاشو ک دانلود کردما؛عین قدیما واسه شنیدن تِرَکاش ذوق داشتم *_*

انگار ن انگار خط ب خطشونو حفظم =))

برچسب: نویسنده: طاها شمس تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 19:59

فردا باید ۷و نیم صب پاشم برم کتابخونه.

خب مسئله این نیس.

مسئله اینه من این وقت شب چرا کپه مو نمیذارم؟ها؟چرا؟

برچسب: نویسنده: طاها شمس تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 19:59

هرچقد بیشتر میگذره ارادتم ب فردی مرکوری خیلی خیلی خیلی بیشتر میشه.

لنتی چقد خوبی آخه؟!*___*

اصن the way he song drive me WILD

والا بخدا.بی کم و کاست!

با اون صدای فرازمینی با روح و روان آدم بازی میکنه.

چلشم.دیوونشم.قفلم رو آهنگاش.

+آهنگای killer queen و love me like there's no tomorrow ازونان ک این روزا بد تو نخشونم

برچسب: نویسنده: طاها شمس تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 19:59

چقد دلم یهو وودی آلن خواس.

فضای فیلماش بی اندازه منو جذب میکنه♡_♡

یاد فیلم آنی هال افتادم.

اونجاش ک تو خیابون بعد جدا شدن از آنی ی زوج و دید و گفت:

شما زوج خوشحالی ب نظر میاید.دلیل موفقیت رابطتون چیه؟

زنه گف:خب من هیچی بارم نیس.هیچی تو مغزم نیس،درباره هیچی نظری ندارم

و مرده گف منم همینطورم!

و من ب این فک کردم چقد ازین زوجای احمق خوشحال خجسته توخالی ریخته ک عمیقا حال آدمو آشوب کنن-_-

برچسب: نویسنده: طاها شمس تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 19:59

صفحه بندی